شازده کوچولو

شازده کوچولو
May 24, 2013
امروز …همه جا دنبالت گشتم پیدات نکردم .داشتم نا امید می شدم که صدایی شنیدم یواشکی گوش دادم… ای ناکس ..کی رفتی تو دلم قایم شدی که من نفهمیدم؟

June 21, 2013
یه دوست دارم که خیلی دوستش می دارم …یه شازده کوچولو …حرفایی می زنه ، کارایی می کنه که آدم بزرگا نمی فهمن …

June 22, 2013
شده برید زیر پتو وخیال کنید که زمان این جوری زودتر می گذره ؟ من یه باررفتم زیر پتو شازده کوچولو فهمید …لبه پتو راکنارزد گفت …بلند شید بلند شید شما مگه نمی دونید چند ساله تونه …هفت هشت ساله که نیستید …تا صدای شازده کوچولو نگیره از زیر پتو اومدم بیرون …دیدم شازده کوچولو رفته …

June 22, 2013
نمی دونم شازده کوچولو چرا این قدر معذرت می خواد.راه می ره می گه معذرت می خوام .خمیازه می کشه می گه معذرت می خوام .نفس می کشه ، معذرت می خواد …می گم شازده کوچولو چرا این قدر معذرت می خوای .می گه معذرت می خوام !!!!!!!!!

June 22, 2013
به شازده کوچولو می گم مردمان این کره خاکی می گند عشق و دوستی زمان مصرف دارد شازده کوچولو می پرسد : مصرف یعنی چی ؟

June 23, 2013
به شازده کوچولو می گم این شاگردم می خواد با یه داستان بیست صفحه ای جایزه نوبل بگیره … دلخور نگام می کنه ومی گه : نه ، با یک کلمه …

June 25, 2013 near Henderson, NV, United States
داشتم با شازده کوچولو حرف می زدم .گفت بی زحمت صبرکنید! بعد دست کردتو جیبش و یه عکس درآورد …نشونم داد …وای من نگاه کردم شما نگاه نکنید از اون ..لحظه تاحالا هیچ جا نیستم …نه رو زمین نه تو آسمون …نه …نه هیج جا …اگه گفتین عکس چه بود

June 25, 2013
می گم شازده کوچولو …درسته که هواپیما م خراب شده اما من دیگه داشتم به بیابون عادت می کردم …چرا جلوم سبز شدی …با چشمان متعجب ودرشتش نگام کرد وگفت :داری پژمرده می شی ؟ گفتم نه ، نه دارم کلافه می شم….شازده کوچولو انگاری به من گوش نمی داد به بیابون نگاهی انداخت و ..بعد آه بلندی کشید وگفت اما من جلوت سبز شدم که
تو زرد نشی ..

June 27, 2013
یکی از قشنگ ترین لحظه های زندگی من وقتیه که شازده کوچولو غذا می خوره …نگاش می کنم ای نگاش می کنم …این قدر بالذت لقمه می گیره یه لقمه کوچولو تا لقمه برسه به دهنش ده بار مزه مزه ش می کنه بعد چشمای درشت و درخشانش را می دوزه به من می گه : خورش سبزیه خوشمزه …میگم این که تو می خوره یه چیز دیگه اس شازده کوچولو …می گه نه مگه نمی بینی خورش سبزیه ….

June 27, 2013
“دیگه من برم!” این جمله ایه که شازده کوچولو خیلی می گه …اما من هنو ز عادت نکردم بهش …یه دفه دلم هری می ریزه پائین .می گم نکنه می خواد بره به سیاره خودش ،بره و دیگه برنگرده …

June 27, 2013
من دیگه نمی توونم غصه بخورم چون شازده کوچولو فوری می گه : من ازدسته شما چه کنم

June 27, 2013
می گم شازده کوچولو قرار بود برام یه اسم پیدا کنی ؟می گه : مراقب بالت باش.می گم کبوتر؟ می گه مراقب بالت باش .می گم پروانه ؟می گه مراقب بالت باش و به چراغ بالای سرش نگاه می کنه …

July 6, 2013
گفتم شازده کوچولو تو این کفترا رو آوردی تو خونه …بر وبرنگام کردوگفت :معذرت می خوام …می خواستم چیزی به شما بگم …گفتم حالا نمی شه به جای شما بگی تو …گفت معذرت می خوام …می خواستم یه چیزی به شما بگم …نگاش کردم …موهاشورو کوتاه کرده بود …گفتم کی رفتی آرایشگاه که من نفهمیدم …گفت معذرت می خوام می خواستم چیزی به شما بگم …گفتم نمی دونی که من ا زموی کوتاه بدم می آد …گفت معذرت می خوام می خواستم وقتی اون چیز رامی خوام به شما بگم مرتب باشم ….گفتم حالا اون چیز چیه ؟ گفت :معذرت می خوام یادم رفت ..
.هاهاهاها

1. July 7, 2013
2. می گم شازده کوچولو چه کنم ؟دستم ازنوشتن دست نمی کشه …سیصدو سی وسومین مداد را می تراشه ومی زاره کنارم…

July 11, 2013
ساعت یک و پنجا ه و سه دقیقه شب است کابوس دیدم که بلندشدم الان
پ زنی درازبه دراز روی تخت افتاد ه دست ها صلیب روی سینه رنگ زرد ومرده و صورت کلک مککی …اوه نوشتم که یادم نره …معمولا خواب ها یاد آدم می ره …شازده کوچولو هم خوابه که باهاش حرف بزنم …هرچه صداش زدم جواب نداد

3. July 11, 2013
کاسه ملی میهنی “چه کنم” تو دست ماست …مادر بابک -شهلا -توی بیمارستان -بابک کلافه : چه کنم برم ؟ برم یانرم ؟ پسرم : چه کنیم مامان ، چه کنیم ؟بگو مامان شهلا بیاد این جا :..وشازده کوچولو می گه من از دسته شما چه کنم ومن می گم : چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

July 11, 2013
دیدم شازده کوچولو من ومن می کنه .خوب که گوش دادم شنیدم : من ازدسته شما چه کنم؟گفتم باز چه شده؟ من که کاری نکردم …گفت :این که هم خودت غصه می خوری هم دیگران را غصه دارمی کنی کاری نیست ؟.گفتم اها حالا من ازدست خودم چه …کنم؟ گفت عکاسی .گفت دوستی .گفت بیرون. گفت بنداز این کاسه “چه کنم” رو …گفت وگفت یانه نگفت ومن شنیدم …ومن رفتم بیرون وعکس گرفتم وحرف زدم با دوستانی که توی فرهنگشان تصمییم گرفتن برای دیگران مفهمومی ندارد …که دزدکی زندگی نمی کنند که نه خودشان را گول می زنند نه خدا …

July 26, 2013
به شازده کوچولو می گم :چرا تبریک تولد نگفتی ؟ می گه : من ازدست شما چه کنم؟

July 26, 2013
می گم شازده کوچولو وقتی من نیستم چه می کنی ؟می گه: می رم زیر پتو..

July 27, 2013
می رم که رختخواب شازده کوچولو رو مرتب کنم …اوه ..زیرپتو پراز زرورق شوکلات …می گم شازده کوچولو اینا چیه ؟ می گه وقتی تونیستی هم می رم زیر پتو هم شوکلات می خورم …
July 27, 2013
شازده کوچولو با سرفه های بد جور چند تا دونه انار کف دستش می آد جلو :معذرت می خوام میوه …می گم شازده کوچولو من میوه نمی خوام. پاکت سیگارم کو
ساکت نگام می کنه ..می گم قایمش کردی ؟ می گه :معذرت می خوام قایم نکردم .کشیدم. داد می زنم : کشیدی ؟ می گه :معذرت می خوام کشیدم که شما نکشید.
می گم شازده کوچولو یه دفه دیگه سیگار بکشی دودمی شی می ری هوا .
از زور سرفه چشمهای درشتش برق می زنه از اشک .پلک می زنه پشت سر هم و یکی از دونه های اناررا برمی داره دستش دراز می شه به طرف دهان من
می گم شازده کوچولو واقعا من ازدست تو چه کنم؟

July 28, 2013
گرگ ومیش هوا. تو خواب وبیداری ، کسی باسرانگشتانش موهامو ناز میکنه یا پیشونی ؟ .یعنی تو تاصبح بیداربودی …؟
آرررره بیدارموندم تا بهت صبح به خیر بگم
ای دیوووونه دوست داشتنی …

September 14, 2013
با این عکس از شازده کوچولو یه عکسی میگیرم . عکس خودش رو پاک می کنه می گم چه میکنی دیووووونه دوست داشتنی ؟ .میگه :معذرت می خوام . من قشنگ نیستم نمی خوام عکس شما خراب می شه…،

September 14, 2013
شازده کوچولو می گه منم برم دیگه واقعا
شما هم که رفتین واقعا
همه ما واقعا

September 14, 2013
شازده کوچولو می آد جلو یه کاغذی توی دستش .می گه :معذرت می خوام من چند باراینو بخوونم حفظم میشه؟ .می گم چیه ؟.می گه حالا تو بگو …می گم خب …توباهوشی ولی باید بگی چیه اول .می گه شعر …می گم یه بار…تو یه باربخوونی حفظت می شه . من ومن می کنه انگاری که خجالت بکشه ، بعدش یه آهی می کشه و می گه :معذرت می خوام شما چند بار باید بخوونی تاحفظت بشه .می گم .من باید ببینم چند سطره …کاغذ تا شده را بازمی کنه. نگاه می کنم روش نوشته :
باما به ازاین باش که باخلق جهانی !
September 16, 2013
وای شازده کوچولو توچه صدایی داری ؟حرف که می زنی انگاری نشسته ام پشت پنجره روبه دریای جنوب ونسیمی می اید وبه صورتم می خورد…
صدایت را ازمن دریغ نکن …ازگرماکلافه می شوم ..

September 16, 2013
نگران چه هستی شازده کوچولو ! ازعاقبت کارمی ترسی ؟ این کارعاقبتش همین حالاست .ما توخود عاقبتیم.یعنی نه گذشته ای هست ونه آینده ای .همه چیزهمین حالاست .ما خیامی زندگی می کنیم .نه فردایی داریم ونه گذشته ای بوده .همین حالا اما چنان پراززندگی وشورواشتیاق است که نگاه مر ا ازگذشته و اینده هردو می گیرد .

September 21, 2013
زندگی شده فقط کاروکار ..شازده کوچولو کجایی ؟ زندگی مثل سابق خیلی قشنگ نیست …بودی ، یه کلمه می گفتی ، یه اهی میکشیدی ، یه حرفی می زدی …خستگی ام درمی رفت …حالا فقط کار …خیلی وقته صدای خنده های خودم را نشنیدم خیلی وقته ..دلم برات تنگ شده تنگ…دلم برای خنده های مستانه ام تنگ شده خنده های بی خیال وعاشق..

September 21, 2013
وای …..کلی با شازده کوچولو حرف زدم ….گفت : من هرروز دیگه باشما حرف می زنم هرروز …

September 21, 2013
زندگی شده فقط کاروکار ..شازده کوچولو کجایی ؟ زندگی مثل سابق خیلی قشنگ نیست …بودی ، یه کلمه می گفتی ، یه اهی میکشیدی ، یه حرفی می زدی …خستگی ام درمی رفت …حالا فقط کار …خیلی وقته صدای خنده های خودم را نشنیدم خیلی وقته ..دلم برات تنگ شده تنگ…دلم برای خنده های مستانه ام تنگ شده خنده های بی خیال وعاشق..

October 7, 2013
این قدرکاردارم که الان می رم شوکلات می خورم بعدش هم مثل شازده کوچولو برای اینکه هیچ جا را نبینم می رم زیر دریاچه و….
وبعد : خودم را هم یکی دوس داشتم دادم به شما که بشین بیست وشش تا!

October 15, 2013
1. می گم شازده کوچولو چی چی شده ؟ می گه معذرت می خوام دارم غصه می خورم .می گم خوب می دونم اما برای چه غصه می خوری .می گه معذرت می خوام به خاطراین غصه می خورم که شما غصه می خورین .می گم من که حالم خوبه .می گه اما اگه من اون چیزو بگم غصه می خورین .می گم تو بگو من غصه نمی خورم .می گه من …من فقط بیست وشش درصد شمارا دوس دارم .می مونم !بعدش شلیک خنده و: اخه 4 تا بزار روش روند بشه .می گه نمی شه: معذرت می خوام من واستون الان حساب می کنم … و حساب می کنه …ار سه تا جیرجیرکا و دوتا کفشدوزک و یه قلوه سنگ کنار

October 20, 2013
امروز رفتم ده تا دفترخریدم هاهاها ..هرکدوم یه رنگ وهرکدوم برای یه کار…چون هرگز هرگز تو زندگی ام این قدرحرفه ای کارنکرده ام واین قدر بازیگوش نبوده ام…راه می افتم وماجرا می سازم تو شهر تو اینترنت تو هرسواراخ وسنبه ای که بشه و بن مایه همه این کارها هم عشقه …یادم می اد اوائل انقلاب بود که هنوز نه موبایلی بود ونه کامپیوتری …شروع کردم شماره الکی گرفتن و دوست پسر تلفنی پیدا کردن بعد یه روز با همه سیزده تاتوشون جلوی سنیما ی میدان انقلاب-بهمن – قرار گذاشتم ساعت چهارو ربع انگاری و به همه شون هم گفتم که یکی یک گل رز صورتی دستشون بگیرند …بعد خودم ازخیابون پاستور سلانه سلانه راه افتادم واومدم طرف سینما هرسییزده تاشون بودند با شاخه گل هاشون …یادمه گفته بودم اگه می شه کت وشلوار مشکی هم بپوشند هاهاها
…برای این که نترکم ازخنده روسری ام را روی دهنم گرفته بودم به هوای سردی هوا …وعاشقان گل به دست هم داشتند به طرف خیابان ازادی نگاه می کردند ..اوه …موبایلی داشتم یه عکس یادگاری می گرفتم و حالا می تونستم بزارم این جا …
امروز این را برای شازده کوچولو تعریف کردم ترکید ازخنده هاهاها

October 21, 2013
بهش می گم عاشقتم …مات نگام می کنه می گه چرا؟
منم می گم هاهاهاهاهاهاها

October 22, 2013
بهش می گم می خوام یه قرار عاشقانه باهات بزارم باتو وچندتای دیگه
می خواد پس بیفته که می گیرمش
می گم داداش یواش من که زناکارنیستم حداقل بپرس چه قراری ؟
لبش می لرزه ورنگش زرد می گه خب حالا چه قراری ؟
می گم بیا صد تا داستان کوتاه بخوونیم قرار خواندن صدتا داستان کوتاه
نفس می کشه نفس عمیق و می گه :
قرارهم قرارهای قدیم
هاهاها

November 18, 2013
این صدا ، صدای آشنا…..
“معذرت می خوام …من ازدست شما چه کنم

November 26, 2013
آخه اینم شد زندگی ؟ همش کار؟ دلم برای روزگار شازده کوچولو یی ای تنگ شده …ای تنگ شده

November 26, 2013
میگم شازده کوچولو کجا بودی ؟ می خنده .می گم کجا بودی اخه بازم می خنده …می گم چرا این قدر می خندی ؟ بغض میکنه : معذرت می خوام یه روزگاری شما خنده مرا دوست می داشتین …
می پرم بغلش میکنم …خودشو …خنده شو …گریه شو …
November 27, 2013
شازده کوچولو میگه : معذرت می خوام بلیط هواپیما ازمن تاشما چنده ؟ گیج نگاهش می کنم.میگه : می خوام بیام پیش شما …معذرت می خوام …می گم توکه پیش منی شازده کوچولو …میگه :معذ رت می خوا م اما من می خوام بیام پیش شما .بر.برنگام می کنه …
میگم شازده کوچولو ، بعضی جاها نه باهواپیما می تونی بری نه بااسب نه با شترنه …اون وقت :
.بوش می کنم وباتمام عشقم ،عاشقی ام می فشارمش توی بغلم .دستهاشو می زاره روگونه هاش ومی گه …اوه رسیدم اوه رسیدم

November 30, 2013
من ازدست شما چه کنم؟
معذرت می خوام شازده کوچولو بزار برم بخوابم فردا کلی کاردارم …نیا تو خیالم دیگه …نیا

نیانیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

November 30, 2013
ازساعت یک ونیم تو فرودگاه بودم تا شش یعنی تقریبا پنج ساعت ونیم انوقت از لاس وگاس تا لس انجلس فقط بیست دقیقه طول کشید هاهاها
الان هم درخانه میهمانان دانشگاه هستم …تمام این خوابگاه ومحدوده دوربرش سیگارممنوع است وبرای کشیدن سیگار باید راه بیفتی بروی ان طرف خیابان هاهاها
گفتم خانم جان واجب نکرده اما رفتم پیاده روی دیدم اوه مردمان این جا چه زود میخوابند …عکس گرفتم چندتایی ولی …خودمانیم جای بسیارتمیز ومرتبی است ببینم تا فردا می توونم همه چی رو به هم بریزم یانه هاهاها
شازده کوچولو خیلی دلم برات تنگ شده خیلی …هروقت میام سفر این جوری می شم اوه

December 2, 2013
شازده کوچولو …عاشقتم ….معذرت می خوام ..

December 2, 2013
رسیدم خونه ….شازده کوچولو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

December 9, 2013
شازده کوچولو می گه :معذرت می خوام شما چرا این قدر گریه می کنید؟می گم من گریه نمی کنم.می گه اما من خیلی گریه می کنم.معذرت می خوام مردمان که می رند سفرمن گریه می کنم…

December 30, 2013
ژانویه پارسال …همین وقتا …شب می زدم به تاریکی وعکس می گرفتم. کلی عکس دارم …هاهاها …تاریکی ونور…خیال می کنم تاریکی را پس زدم امسال ….خیال می کنم قطره نوری شدم در تاریکی …همیشه روشن بودم .گاهی بی رمق گاهی شعله کشیدم اما زندگی را واننهادم …کارم نیست وانهادن زندگی …عادت بی پیر من است پنجه درپنجه درافکندن تااخرین نفس تا اخرین زور …و همه این ها، این تقلاها به شکل بازی …بازی بازی…درسته …حرف شازده کوچولو که میگه : معذرت می خوام …شما هر روز یه شکل هستین …معذرت می خوام حتی رنگ تون عوض می شه …معذرت می خوام …شازده کوچولو امسال تو هم بودی بیشتر ازهمیشه …ودوست داشتنی ترازهمیشه …عاشقانه ها با تو خواندم ونوشتم و حس کردم …خیالم را ساختی …برای ادم خیالاتی …ساختن خیال یعنی همه چی شازده …اما تو می گی من …من واقعا خیالاتی ام ….هاهاها شازده کوچولو همه چراغ های این شهر مال تو فقط برق نگاهت را به من بده …خودت ، خود لامصبت می دونی چقدر دوست داشتنی هستی …

شازده کوچولو می گه : معذرت می خوام با این عکس یه عکسی ازمن میگیرین؟

2014 January 3
یه کاسه انار …یه دونه می خوام فقط شازده کوچولو …یه دونه …معذرت می خوام …دوباره قهرنکنی بری …اون وقت من راه بیفتم وباخودم بگم : من ازدست شما چه کنم؟معذرت می خوام !

January 3
شازده کوچولو …مردمان این کره خاکی می گن : تونفس منی…اوه وقتی نیستی من می فهمم این یعنی چه …معذرت می خوام .من ازدست شما
چه کنم؟؟؟؟؟؟

2014 January 5
این جدال بامشکلات است که مرا سر پا نگه می دارد …هرروز که بلند می شوم باخودم می گویم اها …حالا باید با چی کشتی بگیرم؟ با چه مشکلی …حالا امروز باید چی یاد بگیرم …اگرفکرکنم هیچ چیز برای یاد گرفتن نیست وهیچ مشکلی ندارم ثاینه ای دوام نخواهم آورد ….هاهاها برخی مردمان آزار دارند …برای همین برای خودم گاهی عمدا مشکل می تراشم …ولی با همه این ها بازی میکنم ….بازی بازی زندگی می کنم …چه کنم؟ شازده کوچولو من ازدست شما چه کنم ؟معذرت می خوام!

January 8
شازده کوچولو …برای دلتنگی های من چیزی بگو…

شازده کوچولو می گه : معذرت می خوام لباس یعنی چه ؟
می گم :لباس ؟ خب همون چیزی که ادم تنش می کنه …
شازده کوچولو گوش نمی ده انگار… اه بلندی می کشه و دوباره می گه
“من رو کی عوض می کنین ؟”
دست از نوشتن می کشم نگاش می کنم : چی می خوای بگی ؟
“می خوام بگم لباستونو کی عوض می کنین ”
ان وقت می اد جلو کامپیوتر پستی را که درباره عشق نوشتم نشانم می ده پستی که گفتم معشوق مثل لباس می مونه
ومی زنه زیر گریه
بغلش می کنم .بوسش می کنم .بوش می کنم ومی گم
شازده کوچولو ادم نفسش رو هیچ وقت نمی تونه عوض کنه
فرق نفس ولباس فرق میان تو ودیگرانه
سرش را میان گودی گردنم می زار ه… پوست گردتم خیس اشک وصدای هق هق گریه هاش …می برتم تا کوچه باغ های شیراز …
نازش می کنم ومی گم : معذرت می خوام من از دست شما چه کنم؟

1. February 11

شازده کوچولو …دلم واستون تنگ شده به خدا ….یه دقه که نباشین من دلتنگ شما می شم …معذرت می خوام .من ازدست خودم چه کنم .نقاشی قشنگی کشیده بودین …ولی خیلی کوچولو بود…وقتی دیدم حالم خیلی خیلی خیلی بهتر شد…

نقاشی که شازده کوچولو کشیده خیلی خیلی خیلی کوچیکه …میگم شازده کوچولو می دونم قلب کشیدی اما چرا این قدر کوچک ؟ می گه : اخه دلم واستون تنگ شده بود….

February 15
شازده کوچولو …معذرت می خوام آه کشیدی کامپیوتر من خراب شد؟ من دیگه هیچ وقت ازشما دل خور نمی شم …هیچ وقت …یه لبخندی بزن کامپیورترم درست بشه …معذرت می خوام…

February 17
می گم شازده کوچولو من با این همه گل نرگس چه کنم؟
می گه : معذرت می خوام عشق بازی
داد می زنم : با گل نرگس ؟
می خنده : کفش دوزدک هم هست ….تازه جیرجیرک ها رم اگرحساب کنید
می گم : من ازدست شما چه کنم؟؟؟؟؟؟
نقاشی که شازده کوچولو کشیده خیلی خیلی خیلی کوچیکه …میگم شازده کوچولو می دونم قلب کشیدی اما چرا این قدر کوچک ؟ می گه : اخه دلم واستون تنگ شده بود…

February19

شاهزده کوچولو رفتی به سیاره خودت؟ هرسه تا تون رفتین ؟ نمی دونی اونجا جیرجیرکا نمی تونن بخوونن و کفشدوزدک نمی تونه جوری بپره که مردمان بگند : اوهوی اوهوی یکی همین دوربرا اعاشقه ؟
شازده کوچولو …من سیاره تورا پیدا می کنم حتما پیدامی کنم به شرط این که نرفته باشی تو سیاه چاله تو سیاره سیاه …نرفتی که ؟
دلم برای صدای خند ه هات تنگ شده …خیلی …دلم برای وقتی دستتو تکان می دادی ومی گفتی خب من برم دیگه . دلم تنگ شده برای وقتی که می گفتی معذرت می خوام …
معذرت می خوام شازده کوچولو
April 21
معذرت می خوام …شما بامن قهرید؟ من دیگه شوکلات نمی خورم زیر پتوهم نمی رم فقط پشت کامپیوترمی شینیم ..معذرت می خوام این شما نبودید که امدید توسیاره من …حالا فکرمی کنم این من بودم که امده بودم پیش شما توسیاره شما …اوه سیاره من …توش فقط کلمه هست …شما تواین سیاره طاقت نمی ارید …نمیتونید بمونید …سیاره شما پرازعاشقی بود …وبی خیالی ….اوه یادش به خیر ….نمی دونم چرا برگشتم …وچه جوری برگشتم …معذرت می خوام

April 21
شازده کوچولو میگه : هزارپا ازوقتی خواست تصمیم بگیره که اول کدوم پاشو برداره …راه رفتن ازیادش رفت …

April 22
من زن بسیارثروتمندی هستم ….دوستانی زیادی دارم واین یعنی همه چیز همه ثروت دنیا ….وشازده کوچولو هم هست …معذرت می خوام !!!!!!


Comments are closed.