نعره مستانه -قسمت اول

.بعد ازظهری باخودم گفتم علی الئه بزن برو تو بزرگراه و یک نعره مستانه بکش. …رفتم. افتادم تو 215. پنجره دو طرف ماشین باز …راندم ونعره زدم. وقتی خبردارشدم که دیدم دوربرم پر ماشین پلیسه و همه دارند بوق می زنند و چراغاشون بلیپ بلیپ می کنه . و بزرگراه بند اومده . زدم کنار .پلیسی با احتیاط امد جلو …گفت مشکل ؟ گفتم ندارم.گفت پس چرا دادمی زدید ؟ گفتم اقای پلیس این نعره مستانه بود داد نبود که ..فوری دستگاهی درآوردو گفت: نفس بکش . کشیدم. بعدش با یه دستگاه دیگه دست و پا وسرو گردن وقوزک پام را آزمایش کردند. نه مست نبودم، حتی یه ذره الکل تو نفسم نبود.گفتم آقای پلیس من که گفتم نعره مستانه و توضیح دادم …سال نو ماست و ما نعره مستانه می کشیم. گفت سالی چند بار از این نعره ها می کشین؟ گفتم عجالتان سالی یه بار.. گفت خدا را شکرکه سالی یه دفعه اس وبعد شروع کرد تو ماشینم گشتن
سیگارهم که می کشی ؟””
گفتم بعد از نعره مستانه سیگار می چسبه .
گفت دارویی چیزی مصرف می کنی؟ گفتم نه والئه، نعره مستانه کار به این چیزا نداره .گفت تاحالا پیش روان شناس رفتی …بعد گواهینامه ام را گرفت نگاهی کرد وگفت: باید همین حالا یه تست خون بدی اگر معلوم شدکه مست نیستی اون وقت باید یه روانشناس تصدیق کنه که حالت خوبه و می توونی رانندگی کنی …بعد شنیدم که به همکارش گفت یه چیزی زده که قاطی کرده یه دراگ ناشناخته احتمالا مال همون طرفای خودشون ..

 

  • قسمت دوم
    دیشب دیروقت رسیدم خونه . بردنم پیش روانپزشک .گفتم بی خیال همه چی، من که چیزیم نیست مبادا که اونا چیزیشون باشه .
    تا پلیس پروند ه را بدهد به روانپزشک ماندم تو سالون انتظارتنها. گفتم بدم نیست برای خودم گل آومد بهار آومد بخوونم وشروع کردم به خووندن.
    وسط ترانه خانم پوران بودم که پلیس اومد بیرون وگفت : نوبت شماست
    روانپزشکم زن زیبایی بود. چشم آبی ،موهای بور صاف ویه عینک گت وگنده. وارد که شدم دستش را دراز کرد:مارلی …گفتم منیرو…لبخندی زد که از توش هیچ نفهمیدم…نشستم روی کاناپه، خودش روی مبل.گقت: ازمایش الکل منفی بوده. گفتم من که گفتم پلیس این جا خنگه …هزاردفعه توضیح دادم که نعره مستانه ربطی به الکل نداره …دوباره لبخند زد. گفتم پلیس ایران باهوش تره می دونه کی مسته کی هوشیار … گفت صدات خیلی قشنگه چی می خووندی ؟
    گفتم ترانه ای که وقتی بهار می شه همه می خوونن .
    گفت می توونی معنی کنی ؟
    گفتم بله معنی هم می کنم. بعد شروع کردم .اول آهنگش رازدم.
    ددریم دریم دریم دریم دریم در
    گفت این یعنی چه؟ گفتم یعنی نمی فهمه که این آهنگه ؟… بعد برای این که حسابی بفهمه شروع کردم به بشکن زدن …
    گل آومد بهار آومد می رم به صحرا
    مارلی گفت چرا بیابان؟ توبیابان که گل نیست
    دورغ که خناق نمی آره
    گفتم بهار بیابونای ایران پر گل می شه.
    گفت چه کشور زیبایی .
    دددریم دریم ددر دریم دورم دور
    عاشق صحرایی ام بی نصیب وتنها.
    دلبرمه پیکر گردن بلورم
    از سفر طوق طلا برات می آرم
    مجبورشدم یه نیم ساعتی توضیح بدم . مونده بود که برای یه گردن بلور برای چه آدم باید طوق ببره حتی اگه طلا باشه. وقتی بهش گفتم این ترانه مال پنجاه سال پیشه اه ازنهادش درآومد گفت یعنی توکشور شما زن ها می تونستن به هم ابراز عشق کنند..بعد به پروندم نگاه کرد وگفت تو شوهرداری ؟..جا خوردم وباخودم گفتم واویلا یعنی راس می گه ؟دلم می خواست یه جوری بفهمم اسم شوهرم کیه؟ گردن کشیدم چیزی ندیدم. گفتم یکی از بدبختی های شما اینه که نوشته ها رو باور می کنین. نگام کرد. توضیح بیشتر ندادم. گفت تو بچه که بودی می توونستی آواز بخوونی ؟گفتم ببین استوپ! همین جا نگه دار. نزن به صحرای فروید…این ربطی به کودکی مودکی من نداره . من تو بچگی این قدر خوندم و رقصیدم که هنوز قمبولم درد می کنه، بعد باخودم گفتم همین جا باید حالشو جا بیاری …می دونستم که روشنفکرای امریکایی عاشق این اند که تمام بدبختی های دنیا را گردنشون بندازی . گفتم برای همین می گم شما عقب مونده وخنگین چون برای همه چی یه چهارچوب دارین یه قاب. اگه کسی آواز بخوونه می رین تو کودکی اش. معنی مستی بدون مشروب را نمی فهمین، وقتی هم مست می کنین قانون نمی زاره جیکوتون در بیاد. نمی تونین نعره مستانه بکشین …
    گفت تا قبل ازده شب تو خونه می تونیم بلند آواز بخوونیم.
    گفتم خنگول نعره مستانه مال چهاردیواری خونه نیست باید بری صحرا، خیابون، بیابون کوچه. گفتم ملتی که نفهمه خونه جای داد وفریاده به درد لای جرز می خوره.حالت صورت مارلی عوض شده بود. به نظرم رسید که می خواد سر از فرهنگ ما در بیاره
    گفت من موندم که شما چه جور بدون درینک مستی می کنین؟
    گفتم شما نمی فهمین. شما که برای دوسال دیگه تون برنامه دارین و می دونین که چهارسال دیگه تو سیاه چاله های فضایی چه می شه و و چند سال از انفجار بینگ بنگ می گذره…

    گفت شاید اگر توضیح بدی بفهمم. گفتم باشه سعی خودمو می کنم اما اگر نفهمیدی یه نعره مستانه طلب.
    گفت قبول
    گفتم ببین شما حتی برای دویدن هم دستگاه دارین. می رین رودستگاه و می دوین برای رفتن از این خونه به اون خونه هم از دستگاه  گوگل استفاده میکنین تا نقشه بهتون بده …زندگی شما به دستگاه وصله .
    گفت درست .
    گفتم همه چی شما براساس نقشه و برنامه اس …زندگی برای شما یعنی کار. همه چی برای شما یعنی کار. سینما رفتن ورزش کردن دویدن …شما خیلی وقته زندگی نمی کنین فقط نقشه می کشین و کار می کنین .گفت خوب برای پیشرفت بشریت …حرفش را قطع کردم گفتم بشاش توش . بشریت وقتی خوشه که خوش باشه. شما با این کاراتون خوشی رو از بشریت گرفتین. برای همه چی نقشه کشیدن و برای همه چی برنامه ریختین اصلا چی گیرتون اومد رفتین کره ماه؟ حالا ما که نرفتیم چه چیزی از شما کمتر داریم ؟ آخه این چه زندگی گهیه که حتی برای یه سفر سه روزه از دوسال پیش نقشه می کشین آونوقت تازه می خوای معنی نعره مستانه را هم بدونی هرگز هرگز …

    هاج وواج نگاه می کرد. از حالتش فهمیدم که نه تنها پلیس های امریکا بلکه روانشناساشون هم خنگند .. گفتم خانم جان….. من هرچی توضیح بدم شما نمی فهمین …گفت نه تو خوب انگلیسی حرف می زنی .گفتم ببین حتی اینم نمی فهمی که مقصودم زبان نیست. شما نمی فهمین …چطور یه آدمی که برای سفر به کره مریخ برنامه می ریزه زبون یه ادمی رو می فهمه که بی خیال همه چیزه که حتی نمی دونه دیقه بعدش چه می شه …چطور این دوتا آدم می تونن زبون همدیگه رو بفهمن؟حالا سگرمه هاش رفته بود توهم ومنتظر که من توضیح بیشتر بدم. منم دادم دمش گفتم حداقل دخل این یکی رو که می توونم بیارم ..

قسمت سوم نعره مستانه
گقتم مارلی خانم شده یه ماه بدون سرخر صورت حساب ها یاهمونی که شما بهش می گین بیل سرکنی ؟ نه نشده بود..گفتم بفرما! ما صورت حساب نداریم به کلی نداریم!همین که شکممون سیر بشه خودش خوبه. نشد هم نشد .اون دنیا که هست . دنیایی که …روزی روزگای همه مون توش سیر می شیم. گفت :توضیح بیشتر…افتادم رو دور(هروقت کسی از من توضیح بیشتر می خواد می افتم رو دور)گفتم دخل همه تهاجم های فرهنگی رو درمی ارم تا بزرگون ما این همه مجبور نشن پشت بلند گوهاداد بزنن ..خوب خودمو تکوندم پندارنیک و گفتارنیک وکردارنیک رو گذاشتم تو قوطی تا برند کشکشونو بسابن وسه تای اصلی را کشیدم بیرون مثل ماه می درخشیدند. اون وقت باخیال راحت ازمارلی پرسیدم : می دونی راز موفقیت ما ایرونی ها تو چیه؟گفت ازکجا بدونم ؟گفتم درست .الان بهت می گم سه جمله بیشترنیست : اول به تخمم. دوم کون لقش. سوم به یه ورش…
حالا دیگه حسابی گیج شده بود. گفتم عزیزک گیج نشو دونه به دونه حالیت می کنم. جوری حالیت می کنم که بتونی از این به بعد راحت  زندگی کنی .چشم مارلی درخشید. لب هاشو جمع کرده بود و از زیر عینک جوری نگام می کرد که انگار خودش کشفم کرده .کیف کردم از حالتش، این بود که باخودم گفتم این دختره پناه برخدا انگاری اصلا امریکایی نیست. جون می ده که هرچه می دونم یادش بدم .نفسی تازه کردم وگفتم مارلی اولی یعنی هرچه تقلاکردی که به جایی یا چیزی برسی و نرسیدی بگی به تخمم .
وادارش کردم که تکرارکنه. براش آسون نبود. حرف خ را نمی تونس درست بگه. گفتم سختی این کلمه واسه اینه که شما ها تخم ندارین وبه جاش عقل دارین که به هیچ درد بی درمونی نمی خوره. حالا بریم سر دومی .اگه کسی منتظرت گذاشت، ولت کرد،غارتت کرد و دورغگو و حقه باز ازکاردرآومد . شازده بود شد بزه کار عاشق بود شد تبه کار گدابودشد  طلبکار بگو کون لقش
بعد براش توضیح دادم که کون لق یعنی چه ( راستی یعنی چه )
حالا به یه ورش
سومی خیلی سخت بود . نمی دونستم چه می گم اما نمی تونستم ترمزمو بکشم. فک می زدم وهمین جورجلو می رفتم .هرچه دم دستم بود می اومد تک زبونم … مارلی هم حسابی رفته تو نخ به یه ورش …نمی دونم چقدر گذشته بود که پلیس زد به در وتو اتاق سرک کشید و گفت که وقت کاری تمامه و باید بره. گفتم وقتشه . گفتم مارلی کار وبار وزندگی به یه ورش این پلیس رو اگه رد کنی آونوقت درست حسابی می تونم بگم که یاد گرفتی .
ماری گفت به یه ورش.. من حالا حالا کار دارم باید بمونم
گفتم ای جان چه خوب یاد گرفتی اما همین توضیح را ه هم نباید بدی. گفت اصلا به یه ورش بریم بیرون .گفتم حالا شد. مارلی کیفش را برداشت از رو مبل بلند شد
کفش و کلاه کرد و جلوی چشم گشاد مامور پلیس زدیم بیرون.
دم در مارلی به پلیس گفت کون لقش …
عجبا از این همه استعداد حیرت کردم .
پلیس مانده بود میون لنگه در. گفتم مقصود مارلی خانم اینه که شما برو
مارلی گفت منیرو راست می گه تو برو ما هم به یه ورش.
پلیس بروبرنگاه می کرد…بعدش دیدم موبایلش را در آورد
گفتم مارلی به تخمم.
گفت به تخمم.
توراه مونده بودیم کجا بریم گفت: بار
تو کازینو عرق بود و ورق وهم چی ارزون . نشستیم پشت بار. مارلی گفت  شراب و من هم که گفتم کون لق دنیا یه کمی حال… عرق سگی. نداشتند. لکل طبی ؟ نداشتند …گفتم سگ خور هرچی آوردی اوردی فوقش کور می شیم دیگه . جانی واکر آورد. گفتم نمی رسه به الکل طبی ولی بازم شکر.
مارلی به جانی واکر نگاه کرد وگفت منم از همین می خوام .گفتم مارلی اگه پلیس بگیردت ؟

گفت به تخمم .گفتم ای جان بزن بریم .رفتیم .نه خراباتی بود ونه مغانی تو بار بودیم و مارلی سئوال پشت سئوال و…منم زده بودم به سیم آخر انگاری… گفتم کمی هم از عرفان و صوفی گری بگم که بد نیست .گفتم مارلی چون زمین می چرخه ماهم باید بچرخیم .گفتم تو این دنیا یا یونیورسی که شما می گین هیچی سرجاش نیست ماهم نباید یه جا نشینی کنیم.گفتم بوگند می گیرن ادمایی که یه جا بمونن، حتی اگه تو بغل یکی خیلی بمونن بو گند می گیرن هردو …مست بودم دیگه می گفتم …مارلی هم مست شده بود خودشو تکون تکون می داد وبا اهنگ گل اومد بهار اومد می خووند:

َش به یه ورش …کون لقش …به تخمم …طوق طلا ..
خیلی کیفور بود. مارلی دید نگاش می کنم گفت :یادم بده. یادم بده چه جوری نعره مستانه بکشم
گفتم داری یاد می گیری عزیزک…..هرچی یادم می آومد می گفتم . می گفتم مارلی اگه به گیسوی پریشون رسیدی خودتو نگه ندار. اگه به یه نردبون رسیدی برو بالا اگه یه چاه دیدی برو پائین .
مارلی گوش می داد وبه نظرم بطری جانی واک نصف شده بود. زبون مارلی سنگین و چشمش برق می زد.
گفت منیرو این، این که تو ازش حرف می زنی… از نربان برم بالا از چاه برم پایین این نعره زدن ها اسم مکتبش چیه ؟
گفتم مکتب خرابات
گفت :توضیح
خب  دوستان  من فکم افتاده شما توضیح بدین. شما به مارلی بگین خراباب و خراباتی یعنی چه ؟


Comments are closed.